ستیا هدیه بی بی رقیهستیا هدیه بی بی رقیه، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 26 روز سن داره

من به دستان خدا خیره شدم معجزه کرد

دوستش دارم

    د وستش دارم بزرگیش را ,  سکوتش را , عظمتش را ,   اُبهتش را ,تنهاییش را ,   حکمتش را , صبرش را بودنش عادتیست ، مثل نفس کشیدن !     خدایم را میگویم   ثمره جونم ممنونم     ...
18 شهريور 1392

سلام خدا

خدایا مهربون خدای من تو که با وفایی تو که بر خودت رحمت رو واجب کردی یادته پارسال من بیچاره و عاجز همش میومدم در خونت و در میزدم چه اشکایی ریختم شبای احیا اما باز شایسه و بایسته نبود تا منو به آرزوم برسونه این اشکا خدایا مبادا ساله دیگه ماه رمضونم بیاد و دستای من از خوندن قرآن و دعاهای سر سفره افطار بی نصیب باشه نه خدایا طاقت ندارم که خدایا تا کی باید سگ در خونت باشم و واق واق برای رسیدن به آرزوم کمترین آفریدت باشم و از کمتر هم کمترین باشم خدایا توو رو به عظمتت به قرآنت به انا انزلناه فی لیله القدر لیله القدر خیر من الف شهر تنزل الملائکه و الروح فیها به اذن ربهم من کل امر سلام هی حتی مطلع الفجر خدای بزرگ و مهربون تو میدونی که تنها امیدم ت...
18 شهريور 1392

خدایا ممنونم ازت

دیشب که شب بیست و سوم بود من نتونستم درست حقش رو بجا بیارم و بعبارتی اصلا خوب نبود و شاید بگم هیچ کاری نکردم ..........   نزدیک به یک ماهه که یخچالم خرابه ، الان سه ملیون پولشه و همش درگیر بودیم که خراب باشه و موتورش بسوزه پولش رو از کجا بیارییم خداییش زندگی سخته پولایی هم قسط وو وام میدیم و برای مسکن میریزم بیچارمون کرده خلاصه اش کنم که گفته بودیم یه نفر بیاد واسه تعمیر شنبه این هفته گفته بودیم دیروز زنگ زد میاد منم گفتم بگم نیا شب قدره میره دیگه نمیاد و یخچال از نا میفته اومد و یخچال رو باز کرد فنش سوخته بود از داخلش هم یه قطعه اش خراب شده بود که عوض کرد و داخل یخچال از تو یخ بسته بود و آب میداد و خلاصه تعمیر شد اما شستشوی آشپزخونه...
22 مرداد 1392